به نظر می رسد آنچه که از سوی حکومت ایران، قبل از انتخابات مورد مناقشه سال ۲۰۰۹ برنامه ریزی شده بود، از هم فرو ریخته شده باشد. مبارزه برای قدرت در میان جناح های مختلف طبقه حاکمه هر روز شدت بیشتری میگیرد و گویا پایانی بر آن متصور نیست. شکاف بین خامنه ای و احمدی نژاد، در توجه عموم مردم آشکارا زمانی قرار گرفت که آیت الله خامنه ای، وزیر اطلاعات، حیدر مصلحی را که "استعفایش" توسط احمدی نژاد، چند روز قبل پذیرفته شده بود، مجددا در مقام خود ابقاء کرد. ظاهرا، تایید انتصاب های اطلاعاتی توسط خامنه ای، روش تثبیت شده ائی بوده که توسط همه روسای جمهور قبلی دنبال میشده است.

احمدی نژاد در اعتراض ضمنی، با یازده روز خانه نشینی و حاضر نشدن در دفتر ریاست جمهوری، واکنش نشان داد. او فقط زمانی به کار خود بازگشت که نمایندگان مجلس دادخواست برای استیضاح رئیس جمهور، با تشویق ضمنی خامنه ای را به امضا رساندند. بهر حال، با آغاز دستگیری متحدان نزدیک او، به اتهام جادوگری و خرافات! جنگ میان احمدی نژاد و قوه قضائیه شدت یافت.

در مصاحبه ای او با گفتن جملات زیر عکس العمل نشان داد:

من خودم را مسئول دفاع از کابینه می دانم. کابینه خط قرمز است و اگر شما بخواهید به آن دست اندازی کنید، پس من از وظایفم دفاع می کنم." (1)

گاردین جمعه اول ژوئیه ۲۰۱۱

هفته های بعدی شاهد افزایش بیشتر دعواهای لفظی بود:

"سردار محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، در مصاحبه اخیر خود اعلام کرد که اکنون مسئولیت مقابله با «جریان انحرافی » (اصطلاحی که مخالفان احمدی‌نژاد برای افراد پیرامون رئیس‌جمهور استفاده می‌کنند) برعهده سپاه پاسداران است. سردار جعفری درعین حال گفت که سپاه پاسداران در تعیین معیارها و شروط برگزاری انتخابات مجلس و انتخابات دیگر در آینده مشارکت خواهد داشت.(2)

بدرجه ایکه فشار ها بیشتر شد و تعداد بیشتری از متحدان او دستگیر شدند ، احمدینژاد دوباره با گفته زیر در کنفرانس "استراتژی های جدید در پیشگیری و مبارزه با قاچاق و تقلب در ارز" عکس المل نشان داد که توسط رسانه های رسمی ایران سانسور شد.

"بین ۵۵ تا ۶۰ میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشه که معادل دو میلیارد دلار است. این رقم همه قاچاقچی های درجه یک دنیا رو به طمع میندازه چه برسه به "برادران قاچاقچی" خودمان! (3)

این اشاره به فعالیت های غیر قانونی سپاه پاسداران انقلاب بود. تاریخ فعالیت های سپاه پاسداران در قاچاق کالا با تاریخ استقرار جمهوری اسلامی یکیست. این واقعیت که سپاه پاسداران مسئول بسیاری از بنادر کشور بوده و از عوارض گمرکی معاف و غیرقانونی مشروبات الکلی، سیگار، لوازم آرایشی ... و غیره وارد ایران میکند، برای اکثریت قاطع ایرانیان، به خوبی شناخته شده است، بنابراین او چیز جدیدی را برملا نکرد، به جز آنکه او به "برادران قاچاقچی" هشدار داد که پا را از این فراتر نگذارند.

بیانیه زیر توسط پرويز سروري، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، ماهیت اختلاف را بیشتر روشن میکند:

....اين مساله در حالي است که ما شاهد فعاليت يک جريان انحرافي در کشور هستيم که خيلي پيشتر از اسفند ۸۹ مشغول زمينه‌‌چيني براي انتخابات آتي هستند. اين زمان شايد به ۳ سال پيش برگردد که اين طيف انحرافي، با برگزاري جلساتي سياست‌هاي آينده خود براي انتخابات را اعلام کردند. اين در حالي است که اين گروه در همان مقطع زماني اقدام به سازماندهي ستادهاي انتخاباتي خود کردند. (4)

از هر دوی عبارات سپاه پاسداران و پرويز سروري، به نظر می رسد که به طور کلی موضوع کنترل و دستکاری در انتخابات پارلمانی آتی این کشور در اسفند ۱۳۹۰، علل اختلاف این دو جناح بوده باشد.

انتخابات

تمرکز بر روی انتخابات، صرفا محدود به جناح های حاکمیت فعلی نیست. دو اردوگاه اصلی محافظه کاران و اصلاح طلبان، به رهبری خامنه ای و رفسنجانی، در تلاش برای حل و فصل اختلافات خود از طریق انتخابات آینده مجلس میباشند و سعی میکنند که با ارائه یک فرمول برای تقسیم قدرت، آسیب های وارده به دولت، پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۲۰۰۹ را، ترمیم کنند. (برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به چشم انداز های انقلابی شماره ۵۱ سال ۲۰۰۹ ) اما آنها با دو مشکل عمده مواجه اند؛ اول وجود عنصر بی اعتمادی میان خود ، که ممکن است هر دو اردوگاه را به نیاز ایجاد برخی تغییرات / فدا کردن در ساختار و پرسنل وادار کند و با آرام کردن "عناصر افراطی" و یا حتی با حذف کردن آنها، زمینه برای برقراری مجدد اعتماد از یکدیگر را آماده کنند بدون اینکه هیچیک از این دو اردوگاه، در انظار عمومی وجهه خود را از دست بدهند. اردوگاه اصلاح طلبان قدم های لازم اولیه را در این راستا برداشته اند. با وجود حصر خانگی دو تن از رهبران و صدها نفر از فعالان خود در زندان، خاتمی اخیرا بدین گونه جمع بندی کرد:

" اگر ظلمی شده است که شده است، همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم. اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود، و ملت هم بر ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد. "(6)

مشکل دوم چگونگی کسب مجدد اعتماد مردم در انتخابات و ترجیحا ایجاد جو شبیه فضای انتخابات سال ۲۰۰۹ میباشد. هیچ کسی بیشتر از رفسنجانی در این موضوع ساق نیست :

"معتقدم اعتماد متقابل میان مردم، فعالان سیاسی و رسانه‌ای با نظام، کارگشا و حلال مشکلات خواهد بود"

و او افزود که

".... در وضعیت کنونی کشور ، من هیچ جایگزین دیگری برای جمهوری اسلامی ایران و آیت الله خامنه ای نمی‌شناسم. "(5)

افزون بر اینها، مناقشه انتخاباتی سال ۲۰۰۹ ، تمامی عناصر طبقه حاکمه را به وجود بالقوه یک جنبش انقلابی ،که توان به زیر سوال بردن کلیت جمهوری اسلامی را داراست، آگاه کرد. بنابراین یک عنصر اصلی که آنها را بسوی وحدت سوق میدهد حفظ جمهوری اسلامیست که همگی بدان وابسته اند. در هر حال، تحت رهبری خامنه ای، ولو با اختیارات محدود تر. بدین شکل طبقه حاکمه این فرصت را پیدا میکند که برای دوران پس از خامنه ای خود را آماده سازد ، احتمالا در شکل یک رهبری جمعی / انتخاب شده که هاشمی رفسنجانی تلویحا مدت زمانیست که مروج آن بوده است. این ایده با شکل گیری شورش های اخیر در کشورهای دیگر در منطقه، گالوانیزه شده و «انتخابات آزاد» را بیشتر ممکن میسازد، که در راستای آن ممکن است فشار های بین المللی هم کم شود. همچنین به نگرانی های موجود در مورد نقش نظامیان در روند سیاسی به هر دو اردوگاه کمک خواهد کند.

خطاب به پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، خامنه ای گفت:

«يک وقت هست که يک جريانى در مقابل انقلاب مى‌آيد قد علم مي کند به قصد کوبيدن انقلاب.... کما اينکه در سال ۸۸ ديديد اين کار اتفاق افتاد. يک وقت ... قضيه‌ ايستادگى در مقابل يک حرکت براندازانه و اينچنين نيست؛ اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف عقيده احياناً است. اينها را بايستى هرچه ممکن است فرو کاست. اينجور چيزها را هرچه ممکن است بايد کم کرد. مشتعل کردن اين اختلاف نظرها مضر است.» "(۶)

این گرایش عمومی به سمت حل و فصل اختلافات از طریق مجلس، همزمان انجام مانور برای داشتن دست بالا در کنترل نهادهای های مختلف از جمله مجلس، وزارت اطلاعات و غیره، علیرغم جنگ کلمات و موضع گیریهای خصمانه، به نظر می رسد ادامه پیدا کند، حتی برای عناصر ول در هوا، مانند احمدی نژاد.

در یک مصاحبه اخیر او گفت :

"اعضای دولت بدون ادعا و منتی به دنبال کار و خدمت به مردم هستند و فقط به دنبال نوکری مردم هستند و هر وقت زمان نوکری تمام شود هم بی‌ادعا کنار می‌کشند، ولی تا وقتی هستند یک ثانیه را برای کار از دست نخواهند داد »(۷)

این شکاف واقعی در میان طبقه حاکمه که ارکان دولت را به لرزه درآورده و منجر به دعوا های درون جناحی بورژوازی شده است، از ماهیت موقتی و ارتجاعی برخوردار است. تقریبا به طور قطع آنها در مقابل طبقه کارگر دیر یا زود متحد خواهند شد. دعوا های آنها را میتوان در این ضرب المثل قدیمی ایرانی خلاصه کرد:

"هنگامی که اسب های درشکه به سربالایی می رسند و از نفس می افتند همدیگر را گاز می گیرند و به یكدیگر لگد می زنند."

اما همزمان با لگد پراکنی به یکدیگر، زیر فشار بحران فعلی اقتصادی، آنها بر روی کار همیشگی خود که همان ارائه وضع موجود قدیمی به عنوان یک آلترناتیو جدید، ادامه خواهند داد.

آلترناتیو ها

حرفه اصلی آنها، آماده کردن زمینه برای انتخابات آینده است. به عبارت دیگر، در طول راه، تمامی جناح های حاکم و اپوزیسیون، از جمله جنبش سبز خود را آماده میکنند که مردم را برای انتخابات ۶ ماه آینده بسیج کنند. در طول این مسیر، هر یک از جناح ها و گروه های اپوزیسیون با کارت های خاص خود بازی خواهند کرد. برخی از کارت مذهبی، با اشاره به آیات کتاب آسمانی، برای جا انداختن سیاست خود استفاده خواهند کرد. دیگران هم با کارت ملی، به کوروش، عدالت او و بزرگی امپراطوری ایران! اشاره خواهند کرد. برخی از آنها درد و رنج "زندانیان " را جلو خواهند کشید. شعر و یادداشت های زندان را در گردهمایی ها برای معرفی "قهرمانان " و منجی ها، پخش خواهند کرد. همه اینها صرفا برای حفظ مرکز توجه بر روی برنامه های مختلف بورژوازی، انتخابات، نافرمانی مدنی.... و غیره خواهد بود.

و آنها از حمایت شرکای جهانی خود، از قبیل صندوق بین المللی پول برخوردار خواهند شد که در مورد هدفمند کردن یارانه ها، طرحی که هر چه بسیار تری از خانواده های طبقه کارگر را به زیر خط فقر سوق داده، چنین گفته است:

"هیئت صندوق بین المللی پول موفقیت زود هنگام مقامات ایرانی در اجرای برنامه بلند پروازانه هدفمندسازی یارانه‌ها را ستود. افزایش قیمت محصولات انرژی، حمل و نقل عمومی، گندم، و نان که مصوب تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۸۹ ، تخمین زده می شود که نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار آمریکا (حدود ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی) سالانه از یارانه های ضمنی به محصولات را حذف کرده باشد.” (۹)

اطلاعیه مطبوعاتی شماره ۱۱ / ۲۲۸ ، ۱۳ ژوئن ۲۰۱۱

اما نقشه آنها فقط یکی از سناریو های احتمالیست. دومین سناریو ی ممکن که میتواند تمامی طرح های آنها را از اساس برچیند، ورود طبقه کارگر به صحنه سیاسی ست. در برابر همه مانور های آنها، گدائی شنیع بخشش از رهبری .... و همه مزخرفات معمول در مورد مذهب، ناسیونالیسم و غیره، طبقه کارگر هم کارت خود را میتواند رو کند و آن مبارزه طبقاتی است. حضور بحران کنونی، که شرایط زندگی برای میلیون ها نفر از خانواده های طبقه کارگر را به سطح غیر قابل تحمل کشانده و کماکان ادامه داشته و در حال ارائه برنامه های ریاضت اقتصادی بیشتر، همانند طرح یارانه های اخیر (برای جزئیات بیشتر رجوع کنید به چشم انداز های انقلابی شماره ۵۷) ، سطح بالایی از بیکاری... و غیره، نشانگر آنست که هیچ انتخاب دیگری بجز احیای مبارزه طبقاتی، برای طبقه کارگر باقی نمانده است.

حضور صد ها هزار نفر از معترضان در خیابان ها، از سینتگمای یونان تا میدان التحریر مصر، از خیابان های اسپانیا تا تونس..... نه تنها شهادت به بن بست رسیدن پارلمانتریسم میدهند، بلکه گواه ماهیت جهانی بحران نیز میباشند. همانطوریکه ریاضت اقتصادی در یونان، انگلستان، اسپانیا، ایتالیا.... آشکار اقدام متحد جهان سرمایه داری بر علیه طبقه کارگر را داراست، نتیجتا، پاسخ طبقه کارگر هم تنها میتواند مقاومت متحدانه جهانی باشد. تشکیل سازمان سیاسی که با ریشه های علل بحران، با ماهیت ضد انقلابی اصلاح طلبی و نیز با محدودیت های اعتراضات خیابانی برخورد کند، اولین قدم در احتراز پرچم مقاومت طبقه کارگر خواهد بود.

دامون سعادتی

http://www.guardian.co.uk/world/2011/jul/01/iran-state-tv-censors-ahmad…

http://www.radiofarda.com/content/f7_alireza_nader_commentary_on_ahmadi…

www.youtube.com/watch?v=v0ddK_jLRhk

http://parsine.com/fa/pages/?cid=36713

http://www.radiofarda.com/content/f10_rafsanjani_says_he_knows_no_subst…

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/05/110516_l17_khatami.shtml

http://www.radiofarda.com/content/f8-khamenei-trying-to-control-critics…

http://www.radiofarda.com/content/f11_iran_postelection_ahmadinejad_nes…

http://www.imf.org/external/np/sec/pr/2011/pr11228.htm

Etiketler