اعتراضات ایرانیان بر علیه ریاضت اقتصادی* *

در روز پنج شنبه، ۲۸ دسامبر ۲۰۱۷ ، در مشهد دومین شهر پرجمعیت ایران، هزاران معترض در بیرون محوطه شهرداری جمع شده و شعار « مرگ بر روحانی » سر دادند. برخی از گزارش ها حاکی از این بود که ابراهیم رئیسی، رقیب شکست خورده روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۷ ، در شکل گیری این اعتراض، دست داشته است. بعدها، برخی دیگر، از جمله فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به طور ضمنی محافل دور و بر رییس جمهور سابق، محمود احمدی نژاد را به دست داشتن در این ناآرامی ها، متهم کرد. با این حال به هر طریقی که شروع شده بود، به سرعت از چارچوب و کنترل مورد نظر خارج شد و در کمتر از یک هفته به بیش از ۴۰ شهر گسترش یافت. سپس، به طور فزاینده ای، به اعتراضات ضد رژیمی تبدیل شد و هم محافظه کاران و هم اصلاح طلبان را هدف قرار داد. حتی به « رهبر معظم » انقلاب هم رحم نکرد و در اکثر شهرها شعار « مرگ بر دیکتاتور » و « مرگ بر خامنه ای » روشن و واضح، طنین انداز شد. این ناآرامی ها اساسا محصول نارضایتی اقتصادی ست و ریشه اصلی آن تنها در نظام سرمایه داری و بحران طولانی مدت آن نهفته است.

نیش بحران، عمیق تر می شود* *

از زمان اولین دوره ریاست جمهوری روحانی در سال ۲۰۱۳، اکثر ایرانیان امیدوار بودند یا این باور القاء شده بودند که گویا دیپلماسی مذاکره با غرب او در مورد مسئله هسته ای و لغو تحریم ها به بهبود و رونق اقتصادی منجر خواهد شد. این اتفاق رخ نداد با وجود ناامیدی بسیاری از رای دهندگان و از دست دادن اعتماد به او، او توانست اکثریت مردم را در انتخابات برای دومین دوره، متقاعد کند که برای تکمیل کار ناتمام لغو تحریم ها به گونه ای که این امر برای مردم سودمند باشد، او باید دوباره انتخاب شود وی تاکید کرد که نه تنها آنها از لغو تحریم ها بسیار سودمند خواهند شد، بلکه انتخاب مجدد آنها سایه جنگ را از ایران نیز دور خواهد کرد. در نتیجه او برای دوره دوم با اکثریت قابل توجهی در سال ۲۰۱۷ مجددا انتخاب شد.

البته این امر تنها از طریق تبلیغات سنگین رژیم میتوانست بدست آید. به هر حال، ماهها پس از انتخابات، هیچ پیشرفت و بهبودی در وضعیت اکثریت مردم حاصل نشد. به دلایل متعدد، بهبود اقتصادی رخ نداد. نه تنها امور اقتصادی بهتر نشد بلکه برعکس نیش بحران حتی عمیقتر فرو رفت. خامنه ای از دولت خواست تا در اجرای اقتصاد مقاومتی، جدیت بیشتری بخرج داده شود، سیاست گنگ و مبهمی که وی در چند سال اخیر مرتبا در مورد آن موعظه کرده است. اجرای این سیاست همچنان در قلمرو نماز جمعه ها، جایی که به آن تعلق داشت، باقی ماند و مطلقا هیچ تاثیری نگذاشت. [۱]

زمانی که ورشکستگی چندین بانک و موسسه مالی که بعضا توسط نهادهای رژیم همچون سپاه پاسداران مدیریت میشوند، سبب شد که مالباختگان مستقیم با نیروهای امنیتی درگیر شوند و همزمان کمپین « من از رای دادن به روحانی پشیمانم » شبکه های اجتماعی را برای چندین هفته پر کرد [۲] و مهمتر از همه، درگیری ایران در جنگ های نیابتی امپریالیستی، از لحاظ اقتصادی و هزینه های انسانی، با رسیدن تابوت های بسیجی و سپاهی به خانه، بیشتر آشکار شد، اوضاع از آنچه بود هم بدتر شد.

سرانجام، پیش نویس بودجه دولت [۳] که در تاریخ ۱۰ دسامبر ۲۰۱۷ به مجلس ارائه شد، با پیشنهاد کاهش یارانه های سوخت، از سختی و مشقات بیشتری خبر داد، مثل همیشه، بودجه پیشنهادی برای ثروتمندان بسیار سخاوتمندانه بود، به ویژه در مورد نهادهای رسمی مذهبی [۴].

به این ترتیب، مدتی زمانی بود که ناآرامی در میان توده ها آرام آرام در حال شکل گرفتن بود، عدم همخوانی واقعیت ِ دلخراش با انتظاراتی که وعده های روحانی شکل داده بود، قوز بالا قوز شد . دو شعار « مرگ بر گرانی » و « سوریه را رها کن فکری به حال ما کن » که در اکثر اعتراضات،داده شد، چکیده این خشم و سرخوردگی را بخوبی بیان میکند.

با این حال، باز هم مثل همیشه، رژیم یک قدم جلوتر از مخالفان بود. با آگاهی از شکل گیری ناآرامی ها، مدت ها پیش، بسیجی ها و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر های بزرگ تحت عنوان مبارزه با ارذل و اوباش شروع به عرض اندام کرده بودند! در حقیقت مانورهایشان ادامه فعالیتهایی بود که از یک سال قبل آغاز شده بود. ماهیت و اهداف واقعی این تمرینات، از نظر اپوزیسیون بدور ماند، که چنین مانورهایی را « غیر ضروری » دانسته و به طور معمول آن را با حماقت ملاها مرتبط دانستند!

اپوزیسیون

به طور کلی، در سطح ملی و بین المللی، واکنش رسانه های اپوزیسیون به این ناآرامی ها ناباوری و تعجب بوده است. چرا با وجود چنین وضعیت وخیمی که شرح آن رفت، باید جائی برای « تعجب » وجود داشته باشد؟ این اعتراضات که یک شبه از آسمان نیفتاده، تازه اگر هم تعجبی یا سوالی باشد، باید این باشد که چرا اینقدر طول کشیده است. با بدبختی که مردم و به ویژه طبقه کارگر در طول چند سال گذشته با آن روبرو بوده، افزایش روزانه هزینه های زندگی، بیکاری ۳۰ درصدی در میان جوانان، صدها اعتصاب کارگری فقط در طول سال گذشته، شلاق خوردن وحشیانه کارگران، ..... آخر چگونه و چرا باید متعجب بود ؟

ما در مقاله « بحران در ایران » در اکتبر سال ۲۰۱۲ نوشتیم که؛

_«_ _به یقین در آینده نزدیک، شاهد شورش و طغیان های ناگهانی خواهیم بود._ _اما سوال این است که چگونه باید مبارزه کرد. »_

حالا شورش و ناآرامی با ما است، اما روی سوال ِ چگونه باید مبارزه کرد، یعنی مهمترین عنصر، باید دوباره متمرکز شد. شاید با نگاه به برخی از شعارهایی که در جریان این اعتراضات داده شدند، بتوان نوری به ماهیت اعتراضات و همچنین نقش مخرب اپوزیسیون انداخت.

از لابلای شعارها، شاهد همت و تلاشی نیرویی هستیم، هرچند در مقیاس بسیار کوچک، که میخواهد خود را از چارچوب رفرمیستی و مذهبی رها کند و این بسیار دلگرم کننده است. در این اعتراضات به طور مشخص نشانه ای از شعار « الله اکبر» نبود. به نظر می رسد که مردم به بهشت موعود دیگر کاری ندارند و تلاش می کنند که با جهنمی که سرمایه داری بر روی زمین ایجاد کرده، به مقابله برخیزند. ارجاع به « آخوند سرمایه دار » در شعار های اعتراضی توده ها، نشان از نگرش به ماهیت سرمایه داری رژیم ولو گذرا و محدود، دارد. اما در برخی موارد، شعارهایی به نفع سلطنت طلبان، برای بازگشت شاه! داده شده که چندان دلگرم کننده نیست، جالب اینکه عمده این شعارها در شهر مذهبی قم داده شدند. به هر حال، بر خلاف جنبش سبز، به نظر میرسد که شعارها بر علیه هر دو جناح بوده باشند، اما در کل، این شعارها هنوز در چارچوب ارتجاعی ناسیونالیستی باقی مانده اند.

عنصر تعجب بکنار، اصلاح طلبان در این اعتراضات به دو اردوگاه تقسیم شدند. یک اردوگاه تحت رهبری رئیس جمهور پیشین خاتمی، که در مخالفت با اعتراضات، از دولت حمایت کرد. لابد اینکار را نوعی اصلاح می بیند! اعضای عادی این اردوگاه، از این اعتراضات تا زمانی که در چارچوب نظم و قانون عمل کند، حمایت مشروط کردند! آیا هنوز هم کسی جنبش اصلاح طلبی را در مبارزه همچنان یک گام به جلو می بیند؟ در رویدادهای این چنینی، تا آنجا که به مبارزه مربوط میشود، آیا نقش آنان چیزی بغیر از تخریب بوده است؟ خاتمی، که تحت نیمه حصر خانگی قرار دارد، ظاهرا موفق به شرکت در جلسه ای می شود که در مورد اعتراضات بیانیه صادر و آنرا محکوم کند، اما در مورد مرگ بیش از ۲۰ معترض و سرنوشت هزاران نفر بازداشتی، که بسیاری از آنها در زندان ها شکنجه شده اند،حاضر نمیشود که حتی بسبک و سیاق خود پیشنهاد تحقیق و تفحص در مورد شکنجه بازداشت شدگان را به دولت بدهد.

اردوگاه دیگر که شامل طیف های مختلف چپ میشود، علیرغم موعظه های ملال آورشان درباره اهمیت صندوق رای، در همین انتخابات آخری و مخالفت شدیدشان با هر کسی که جرأت میکرد که در مورد چیزی جز انتخابات صحبت کند، اکنون ناگهان به نفع اعتراضات خیابانی وراجی و به « مستقل » بودنش مباهات و برای نداشتن « رهبری »، ستایش می کنند!

از این ها که بگذریم، به نظر می رسد که سیاست جناح های مختلف رژیم، از جمله اصلاح طلبان، نسبت به این اعتراضات خاص، با مد نظر داشتن دوره پسا خامنه ای، مورد توجه قرار گرفته باشد. دعوا های جناحی رژیم دارد بسیار سریع رشد میکند. گزارش شده است که سرطان خامنه ای دیگر نمی تواند تحت درمان قرار گیرد. اکنون تمام جناح ها با احتمال انتخاب یا شاید صرفا با انتصاب رهبر جدید توسط مجلس خبرگان، خود را برای دوره پسا خامنه ای آماده میکنند. فعالیت های اخیر محافل دور ور احمدی نژاد که سعی کرده اند نقش مخالف رژیم را بازی کنند (!) نمونه روشنی از این مسئله است. عدم وجود رفسنجانی با مانورها و دسیسه بازی های همیشگی اش، ممکن است در آینده نزدیک برای جمهوری اسلامی گران تمام شود. افزون بر اینها، با انتخاب ترامپ، رقابت های امپریالیستی، دارد حادتر هم می شود.

رقابت های امپریالیستی

در مقیاس بین المللی، ایالات متحده بسیار سریع و کاملا صریح و آشکارا، از اعتراضات حمایت کرد، در حالی که عکس العمل اتحادیه اروپا بسیار محتاطانه بود. رقبای منطقه ای، مانند عربستان سعودی و اسرائیل با شوق زیاد از این تظاهرات استقبال کردند، در همان حال دولت ترکیه با دولت ایران همراهی کرد. روسیه و چین بطور قابل پیش بینی، در کنار رژیم ایستادند. البته، تا آنجائیکه به خود اعتراضات مربوط میشود، ماهیت حمایت یا عدم حمایت قدرت های امپریالیستی مختلف، یکی ست. دخالت همه آنها، به هر شکلی، چیزی جز خراب کاری و ضربه زدن به آن نیست.

مداخله خارجی از زمان سفر دونالد ترامپ به عربستان و اسرائیل در ماه مه ۲۰۱۷ به میزان قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. برای عربستان سعودی و اسرائیل حیاتی ست که پیشروی های امپریالیستی ایران را در منطقه محدود کنند. حمایت از معترضین، موقعیت طلایی برای آنها فراهم کرده که بر روی ایران فشار بگذارند. از این رو آنها ریاکارانه برای عدم رعایت « حقوق بشر » در ایران قیل و قال راه انداخته اند! به همین ترتیب، روسیه، چین و ترکیه که از نقش جدید رژیم ایران در منطقه، در صدد بهره وری اند، به همان اندازه ریاکارانه فراخوان میدهند که « استقلال » ایران باید محترم شمرده شود و در امور داخلی آن نباید دخالت کرد.

با این حال، در اردوگاه ایالات متحده، عربستان و اسرائیل، دار و دسته ناهمگون ترامپ، شاهزاده محمد بن سلمان و نتانیاهو احتمالا سناریوی بوش، یعنی تقویت رژیم ایران بجای ضربه زدن به آن را، تکرار خواهند کرد. سیاست آمریکا تحت حکومت جورج دبلیو بوش، دشمنان قسم خورده ایران، صدام و طالبان را از بین برد، و به این ترتیب راه را برای پیشبرد اهداف امپریالیستی ایران در منطقه هموار کرد. رجز خوانی و هیاهو براه انداختن، همیشه مطلوب همه رژیم های امپریالیستی ست چرا که به آنها اجازه می دهد که در داخل کشور خود از کارت ملی گرایی استفاده کنند. توییت های بی موقع ترامپ، این فرصت را به رژیم داد که « اعتدال » خود را نشان دهد و بدین سان یکبار دیگر با کارت ملی گرایی ژست ضد امپریالیستی گرفته تا حمایت از رژیم را حفظ کند.

طبقه کارگر مجبور به مبارزه است* *

با وجود چنین وضعیتی، مبارزه از همان ابتدا، باید در چارچوب یک دیدگاه بین المللی شکل گیرد. اجازه دهید با اعتراضات خیابانی شروع کنیم، که هم اجتناب ناپذیر بودند و هم ضروری و همچنین خود جوش. با این حال ستایش و تکیه دادن به این واکنش خودجوش به عنوان تنها راه مبارزه، مضر و در بلند مدت بی ثمر است چرا که مبارزه بدون آگاهی انقلابی که در یک سازمان سیاسی تبلور یافته باشد، در همه جا، توسط نظام سرمایه داری مهار شدنی ست. در ایران این مسئله حتی بیشتر صدق میکند، به شکلی که این رژیم پس از قیام بهمن ۱۳۵۷ شکل گرفت، [۵] علاوه بر استفاده از خشونت شدید از طریق اراذل و اوباش همیشه حاضر در صحنه و یا به اصطلاح لباس شخصی ها، همچنین قادر به سازماندهی ضد -تظاهرات نیز میباشد. درست چند روز پس از آغاز اعتراضات، رژیم تظاهرات خود را در اغلب شهرها سازمان داد. به این ترتیب، علی رغم در گیر بودن در بحران سیاسی، بنظر میرسد که رژیم توان کنترل اینگونه تظاهرات را داشته باشد. آنهم صرفا به این دلیل که، تظاهرات خیابانی که به هیچ چیز غیر از شبکه های اجتماعی مجازی مرتبط نباشند، بدون تردید در پروسه نه چندان طولانی، بدون اندوختن تجربه خود در بعد سازمانی، فرو کش خواهد کرد. سه دهه گذشته مبارزه طبقه کارگر در ایران، به شدت این ضعف را نشان می دهد. مبارزین کمونیست و کارگران باید نسبت به این موضوع که آینده متعلق به شوراها ست و نه پارلمان، بدون هیچگونه تردید و با یکدندگی پافشاری کنند.

همانطور که قبلا گفته ایم؛

_«_ _تنها راه برون رفت از این وضعیت همان تشدید مبارزه طبقاتی و تشخیص این حقیت است که رهائی ما بمثابه گردانی از پرولتاریای جهانی در گرو رهایی گردان های دیگر پرولتاریا نهفته است._ _در هیچ برهه ای از تاریخ، سرنوشت ما تا به این اندازه بهم گره نخورده و هرگز تشکیل حزب انترناسیونالیستی تا این اندازه ضرورت حیاتی نداشته است. »(۶)_

_«_ _حالا، طبقه سرمایه دار ایران، از جناحهای دولت فعلی تا اصلاح طلبان، از سلطنت طلبان گرفته تا چپی ها، صحبت از اوضاع مخاطره آمیز در ایران، فروپاشی کشور، جنگ داخلی، اشغال، وحدت ملی_ _.._ _و غیره میکنند، فقط به این دلیل که طبقه کارگر را دوباره برای فداکاری های بیشتر آماده و بسیج کنند._ _تنها طریقی که طبقه کارگر میتواند به دور باطل دنباله روی از طبقه سرمایه دار، پایان دهد، این است که یک بار دیگر پرچم مبارزه طبقاتی را بر افراشته و مبارزه خود را در زمین خود شروع کند._ _این فقط یک هدف ایده آل نیست، برعکس، تنها گزینه عملی پیش روی طبقه کارگر میباشد و گر نه، مابقی، فریبی بیش نیست._ _تشکیل پیشگامان سیاسی جدیدیکه، تسویه حساب با نقش ضد انقلابی سازمان های اصلاح طلب را شروع کرده و در این فرآیند محدودیت های مبارزات مطالبات محوری را برملا سازند، اولین اولویت و گام فوری ست که ما از تکرار به فراخوان آن، دست بر نخواهیم شست. »(۷)_

دامون سعادتی

[1] برای جزئیات بیشتر درباره اقتصاد مقاومتی، به سایت leftcom.org مراجعه کنید

[۲] bbc.com

[۳] reuters.com

[۴] قبل از اینکه رژیم برنامه تلگرام را تعطیل کند، یک کسی اعلام کرد که: « ما باید برای خودمان، خانواده هایمان و کشورمان باید گریه کنیم، زمانی که بودجه اداره غذا و دارو [۲ تریلیون ریال] کمتر از بودجه بیمه دانشمندان معارف و روحانیون بیکار میباشد [۲/۹ تریلیون ریال] » . تحت دولت روحانی (از سال ۲۰۱۳) هزینه های پخش اسلامی و سایر ادیان مذهبی ۲۶ درصد افزایش یافته است. بیش از یک پنجم بودجه صرف امور دفاعی میشود که حدود یک سوم آن به سپاه پاسداران متعلق میباشد. [نگاه کنید به « توجه ویژه به بودجه خشم در ایران را افروخته کرد » تایمز ملی ۱۷ ژانویه ۲۰۱۸ ]

[۵] سی سال جمهوری اسلامی ایران - هشدار تاریخ leftcom.org

[۶ lhttp://www.leftcom.org/fa/articles/2013-12-15/

[۷] http://www.leftcom.org/fa/articles/2012-10-12/

Etiketler